این آسمان غم زده غرق ستاره ها است
شیخ از آن کند اسرار برخرابی احرا که بقای خود بیند در فنای آزادی
گاهي وقتها حتي انتقام هم آرامبخش كينه سركشيده ازهمه جنايتهايي كه ميبيني نيست.
التيام دردهايي كه ” چنددريا اشك مي بايد” تا فقط آنرا فهم كرد.
دردهايي همچون به نظاره نشستن حلق آويز شدن جوانان بي گناه بلوچ وكشتن دختربچه خردسال ومادر چاه جمالي-وكشتن واعدام نوجواني ديگر چون سعيد قنبرزهي وبازداشت وزنداني كردن مردحماسه،شيربلوچستان،زبان قاطع وگوياي ملت تحت ستم بلوچ آقاي يعقوب مهرنهاد اين وجدان بيدار،اين فرياد هميشه ماندگار،اين اسطوره اي براي همه دوران.
ايا درجواب شكنجه ها واسارت ها وزنداني شدن مهرنهاد ها بايد نشست وبه اه وافسوس گفتن اكتفا كرد؟؟!!.
نه اين ديگر سوگواري نميخواهد ، بر سرنوشتي كه ”ديگران ”رقم ميزنند، بجز شوريدن كاري ديگر نبايد
ديگر دلها وقلب هاي مظلومان بلوچ ومادران ماتم زده اين ديار چشمي براي اشك ريختن از دست دادن فرزندي را ندارد.
ديگرزمين هم گنجايش اين همه ظلم راندارد. اينها داستان نيست صحنه هايي است كه با آن هر لحظه مواجهي با آن ميخوابي وبا آن بيدار ميشوي وبه آن عادت كرده اي .
خوي تكرار و عادت كه وجه مشترك همه موجودات زنده است ،جانوراني كه به هايي ميآيند و به هايي ميروند.
نه اين جنايت، ضد خوي تكامل و انسانيت است . چگونه مارا به بازي ميگيريد؟ ما زنده ايم ، ما زنده ايم.
تصوير نوجوانه اي كه براي هيچ زنده است، سخت به باور مي نشيند، به جز آنانكه مرگ را تبليغ ميكنند و قبررا اين منطق گفتار هاي گورستان هاست كه بيش از هر چيز نيازمند جسدند و رابطه پيرامونشان فرهنگ قبرستاني است كه در آن ”ابزار مرگ” ارزان ترين وسيله ” زندگي ” است !
نخبه ها وانديشمندان روشنفكرما همچون مهرنهاد را به سياهچال مي كشانيد وتصور بر آن داريد ديگر صداها وفريادگري را دربلوچستان سركوب نموده ايد؟!! ايا نمي دانيد مهرنهادها در انتظار موقعيت هستند تا درسي فراموش نشدني در جواب همه اين جنايات به شما ديوصفتان تاريخ بدهند وآن روز نزديك است كه آه وفغان مادران داغديده بلوچستان تبديل به خنده ها وخوشحالي هايي ناشي از اگاه شدن وبيداري فرزندان شان در شناخت دشمن خواهد بود وانجاست كه مهرنهادها را بوفور خواهيد ديد.
ايا هنوزهم مهرنهاد را درچنگال خود خواهيد داشت؟ايا نمي دانيد اين آتشي به زير خاكستر خواهد بود كه روزي با ياري تفتان سربلند به فوران خواهد خروشيد وديگر بايد ذوب شدن مستكبرين وجاهلين كور متعصب را به نظاره نشست.
شكوفه هاي ما را پرپر ميكنيد، ولي بدانيد كه آمالتان را براي تسخير دنيا ،زير پاهايمان چنان له خواهيم كرد كه ديگر هرگز حضوري ازوجود منحوستان نباشد. اين منطق انسانيت و تاريخ است. اگر چه در دنياي حيواني شما اين معاني جايي ندارد ولي سير تاريخ و هنگامي كه خود به سراشيبي قبرهايتان روان ميشويد ديگر هيچ چيز جاي انكار ندارد.
آي انسانها بدانيد كه هركدام موظف به وظايفي هستيم. هركس بيشتر ميفهمد و بيشتر ميداند ،موظف تر است.
دنيايي را كه كفتاران برايتان ساخته اند تنها چهارديواري است كه اراده را ازشما ميگيرند، انسانيت تان را ميكشند، وبعد جسدهايتان را به بازي ميگيرند .
در پايان بار دیگر ضمن دعوت از همه برای یک مبارزه جدی و متحدانه برای آزادی نخبه دربندمان بار دیگر بر خواست های به حق مردم مان تاکید می کنیم و اعلام می داریم تا لحظه ای که يعقوب مهرنهاد آزاد نشود و به خواست های مان نرسیم از مبارزه دست نمی کشیم. در زمانه ای که دیگر اصلاحات مرده است فریاد زنده باد انقلاب را بلندتر از همیشه تاریخ سر خواهیم داد. با اعلام اتحاد با تمامي ستمديدگان عالم و تاکید دوباره بر تحقق تمامی خواست های انسانی مان تنها راه رهایی انسان ها را تحقق يك مبارزه فراگير وقيامي عمومي می دانیم.
مبارزبلوچ